رامیلارامیلا، تا این لحظه: 16 سال و 20 روز سن داره

خاطرات رامیلا عشقم

جشن تولد

1390/7/23 10:55
نویسنده : مامان زهره
163 بازدید
اشتراک گذاری

دختر خوشگلم تولدت چونکه روز سه شنبه وسط هفته افتاده بود بخاطر همین جشن تولدتو روز پنج شنبه 21 مهر گرفتیم که همه مهمونامون بتونن بیان و براشون سخت نباشه خیلی خوش گذشت و به بهترین نحو برگزار شد خودت که کلی کیف کردی برعکس اینکه همه بهم میگفتن بچه یکساله جز اذیت چیزی نداره و خودش هیچی نمیفهمه ولی اصلا اذیت نکردی و خودت هم داشتی کیفشو میبردی بعدازظهرش کامل خوابیده بودی و بعد از بیدار شدنت مامان جون بردت حمام و سرحال شدی ایشاالله 120 سال زنده و پاینده باشی و همیشه شاد باشی و سلامت همه زحماتت رودوش خاله شقایق بود تا ساعت 3.5شب قبل داشتیم شام و تمام وسایلتو برای تزئین خونه مامان جون درست میکردیم ولی بیشتر خاله شقایق زحمت کشید عموحسین وبابا محسن و مامانی جون و بابایی جون هم خیلی زحمت کشیدن امیدوارم بتونیم جبران محبتهای همه اونهارو بکنیم عسکهای خیلی خوبی هم ازت گرفتم کیک باربی برات سفارش داده بودم که خیلی خوشگل شده بود عکس گرفتم و تو آلبومت گذاشتم که یادگاری بمونه.هورا

مامانی گیتی عمو مجتبی و زن عمو و بهاره و یوسف و بهنوش عمه مریم و عمه مرجان با شوهراشون و درسا و سارینا از طرف بابا محسن بودن و همه بهت کادو دادن دستشون درد نکنه و از طرف من هم مامانی جون و بابایی جون و خاله شقایق و عمو حسین، خاله سوسن و خاله بیتا ورضا طناز، نازی و فاطمه و علی کوچولو و زیبا که اینام برات کادو اوردن دست همگیشون درد نکنه انشالله بتونیم جبران کنیم برای همشون خلاصه شب بیاد ماندی بود و به همه هم خوش گذشت و هم کیف کردن.چشمک

ایشالله تو سالهای بعدی بتونیم برات بهترینها رو انجام بدیم.

بازم میگم

ماچعزیزم تولدت مبارک ماچ

خجالتدوستت داریملبخند

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)